Back to Search

Alireza - ??????

AUTHOR Hamedi, Shadi; Golmakani, Arion
PUBLISHER Red Corn Poppy Books (03/19/2020)
PRODUCT TYPE Paperback (Paperback)

Description

بابا، همچون بادی ملایم، در میان ترافیک پراکنده]ی سَر شب زیگزاگ می]رفت. با چنان وقاری دوچرخه]اش را می]راند، گویی اشراف]زاده]ای است نشسته بر تَرک اسب. درحالی]که روی رکاب پا می]زد بالاتنه]اش صاف و بی]حرکت بود. اگر پاهایش را نمی]دیدی، مشکل می]شد بگویی که دوچرخه می]رانَد. بدنش روی دوچرخه بود ولی روح و فکرش در عالمی دیگر. انگار حتی سوز سرد زمستان، که مثل کمربندی چرمی بر صورت منجمدشده]ی من شلاق می]زد، نمی]توانست ذهن او را به هم بریزد و او را از هرجا که افکارش با خود برده بودند بازگرداند. هرازگاهی سرم را برمی]گرداندم و به او نگاه می]کردم، به امید اینکه شاید، یک لحظه هم که شده، نگاهش با نگاه من قاطی شود ولی بی]فایده بود. مردمک]های کوچک و قهوه]ای چشم]های بابا روح او را به افق]های دوردست، فراتر از شهر و بناهای روبه]روی]مان دوخته بود. آیا داشت به من فکر می]کرد؟ آیا اگر وضعش خوب بود مرا نگه می]داشت؟

Show More
Product Format
Product Details
ISBN-13: 9780989898164
ISBN-10: 0989898164
Binding: Paperback or Softback (Trade Paperback (Us))
Content Language: Persian
More Product Details
Page Count: 334
Carton Quantity: 22
Product Dimensions: 5.50 x 0.75 x 8.50 inches
Weight: 0.94 pound(s)
Feature Codes: Illustrated
Country of Origin: US
Subject Information
BISAC Categories
Biography & Autobiography | Memoirs
Biography & Autobiography | Middle East - Iran
Biography & Autobiography | Survival
Descriptions, Reviews, Etc.
publisher marketing

بابا، همچون بادی ملایم، در میان ترافیک پراکنده]ی سَر شب زیگزاگ می]رفت. با چنان وقاری دوچرخه]اش را می]راند، گویی اشراف]زاده]ای است نشسته بر تَرک اسب. درحالی]که روی رکاب پا می]زد بالاتنه]اش صاف و بی]حرکت بود. اگر پاهایش را نمی]دیدی، مشکل می]شد بگویی که دوچرخه می]رانَد. بدنش روی دوچرخه بود ولی روح و فکرش در عالمی دیگر. انگار حتی سوز سرد زمستان، که مثل کمربندی چرمی بر صورت منجمدشده]ی من شلاق می]زد، نمی]توانست ذهن او را به هم بریزد و او را از هرجا که افکارش با خود برده بودند بازگرداند. هرازگاهی سرم را برمی]گرداندم و به او نگاه می]کردم، به امید اینکه شاید، یک لحظه هم که شده، نگاهش با نگاه من قاطی شود ولی بی]فایده بود. مردمک]های کوچک و قهوه]ای چشم]های بابا روح او را به افق]های دوردست، فراتر از شهر و بناهای روبه]روی]مان دوخته بود. آیا داشت به من فکر می]کرد؟ آیا اگر وضعش خوب بود مرا نگه می]داشت؟

Show More
List Price $15.99
Your Price  $15.83
Paperback